تبليغاتX
شهرآشوب
هر چه بینی دلت همان خواهد / هر چه خواهد دلت همان بینی

1

عینک دودی نخواهم زد

تا چشمان شرم زده ام

از نگاه تو در امان شود

 

2

تو که رفتی

سیگاری روشن شد

از تو می گفت

 

3

از این همه دریا چه می خواهی، ماهی ؟!

جفتت در رودخانه مرد

 

4

شانه ی من بود و

گریه ی تو

اشکم هست

شانه هایت کو  !

 

5

آینه دیواریست

میان من و تنهایی

 

 

نوشته شده توسط پیاده در ساعت 16:7 | لینک  |